لبخندهای دوستانه
وارد بانک میشوی و به کارمند بی حوصله می گویی خسته نباشید.
در شلوغی مترو از روی صندلی بلند میشوی و به یک بزرگتر می گویی بفرمایید.
تو لباس های گران قیمت نداری ٬ برنامه آخر هفته هایت خیلی ساده است ولی
صورت تو عادت کرده به لبخند زدن .
از آن آدم هایی نیستی که عادت دارند جواب سلام دیگران را فقط با حرکت سر بدهند
دستهای تو سالهاست به نگرفتن یقه مردم عادت کرده .
هیچ وقت سر کسی داد نمیزنی .
تو یک زندگی معمولی در محله ای معمولی داری اصلا شاید از خانواه ای دلچسب
نبوده٬ شاید پدرت سر صف نانوایی و بوق اضافه یک راننده از کوره در رفته و حرفای
نامربوطی زده .
مردم شاید اینها را بدانند اما تو ذهن ها را پاک کردی .
تو لبخند میزنی٬ حتی وقتی از شرایطت راضی نیستی .
تو به همسایه ها می گویی عصر بخیر ! برای پیرزن همسایه نان می بری٬ به تمام
عابرهایی که روی خط عابرند اجازه عبور میدهی و برای رد شدن از چراغ فرمز
دستت را روی بوق نمی گذاری !!!
مردم دوستت دارند!!
راستی لبخندهای دوستانه ات یک دنیا می ارزد ![]()
![]()
![]()
بسیج مدرسه عشق