جلسه اول : رمضان

سلام . نماز روزه هاتون قبول من یه کلاسی میرم طرح فرهنگی جوان یه جلسه بیشتر نرفتم چیزایی

که میگن تو این کلاس میام اینجا می نویسم تا شما هم بتونین استفاده کنین جلسه اول چیزایی که

گفتن مقدمه ای بود تا بیشتر با ماه رمضان آشنا بشیم میدونم همه شما اینا رو بلدین ولی بازم گفتم

بیام بنویسم .

کلمه رمضان به معنی سوزاندنه ( سوزاندن گناهان و الودگی ها ) پس چه خوبه که ما قدر این

 ماه رو بدونیمو سعی کنیم از این ماه به خوبی استفاده کنیم تا خدا گناهان ما رو ببخشه و ما رو از این

 همه آلودگی نجات بده .

دعای ماه رمضان که ما میخونیم آخرشش گفته شده :  من علی رقبتی من النار  یا در شبای قدر

 که دعای جوشن کبیر می خونیم نوشته شده : الغوث الغوث خلصنا من النار یا رب  پس ما تو

ماه رمضان بیشترین دعامون اینکه خدایا ما را از عذاب جهنم و آتش محافظت بفرما داریم میگیم خدا

جهنم و آتششو نصیب ما نکن ما رو ببخش یا نمازایی که میخونیم در طول سال قنوت که می

گیریم آخرش میگیم : وقنا عذاب النار  پس ما میخوایم خدا گناهانمونو ببخشه جهنمو آتشش را

نصیب ما نکنه ماه رمضان بهترین ماهه .

 

در دعای جوشن کبیر ۲۰۰ مرتبه الغوت می گوییم و ۱۰۰ مرتبه الغوث الغوث خلصنا

من النار یا رب .

 

مصاحبه ای با خدا

خدا از من پرسید: دوست داری با من مصاحبه کنی؟



پاسخ دادم: اگر شما وقت داشته باشید.



خدا لبخندی زد و پاسخ داد: زمان من ابدیت است، چه سؤالاتی در ذهن

داری که دوست داری از من بپرسی؟



من سؤال کردم: چه چیزی درآدمها شما را بیشتر متعجب می کند؟



خدا جواب داد:



-
اینکه از دوران کودکی خود خسته می شوند و عجله دارند که زودتر بزرگ

شوند و دوباره آرزوی این را دارند که روزی بچه شوند.



-
اینکه سلامتی خود را به خاطر بدست آوردن پول از دست می دهند و

سپس پول خود را خرج می کنند تا سلامتی از دست رفته را دوباره باز یابند.



-
اینکه با نگرانی به آینده فکر می کنند و حال خود را فراموش می کنند به

گونه ای که نه در حال و نه در آینده زندگی می کنند.



-
اینکه به گونه ای زندگی می کنند که گویی هرگز نخواهند مرد و به گونه

 ای می میرند که گویی هرگز نزیسته اند.



دست خدا دست مرا در بر گرفت و مدتی به سکوت گذشت...



سپس من سؤال کردم: به عنوان پرودگار، دوست داری که بندگانت چه

 درسهایی در زندگی بیاموزند؟



خدا پاسخ داد:



-
اینکه یاد بگیرند نمی توانند کسی را وادار کنند تا بدانها عشق بورزد. تنها

کاری که می توانند انجام دهند این است که اجازه دهند خود مورد عشق

ورزیدن واقع شوند.



-
اینکه یاد بگیرند که خوب نیست خودشان را با دیگران مقایسه کنند
.



-
اینکه بخشش را با تمرین بخشیدن یاد بگیرند
.



-
اینکه رنجش خاطر عزیزانشان تنها چند لحظه زمان می برد ولی ممکن

است سالیان سال زمان لازم باشد تا این زخمها التیام یابند.



-
یاد بگیرند که فرد غنی کسی نیست که بیشترین ها را دارد بلکه کسی

است که نیازمند کمترین ها است.



-
اینکه یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را مشتاقانه دوست دارند اما هنوز

نمی دانند که چگونه احساساتشان را بیان کنند یا نشان دهند.



-
اینکه یاد بگیرند دو نفر می توانند به یک چیز نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند
.



-
اینکه یاد بگیرند کافی نیست همدیگر را ببخشند بلکه باید خود را نیز

ببخشند .


با افتادگی خطاب به خدا گفتم: از وقتی که به من دادید سپاسگزارم، چیز

 

دیگری هم هست که دوست داشته باشید آنها بدانند؟



خدا لبخندی زد و گفت:



فقط اینکه بدانند من اینجا هستم... "همیشه" 

 

عشق خدا

 

 

یکروز مردی با خدا قرار گذاشت تا خدا به خانه او بیاید ،


 زنگ خانه به صدا درآمد مرد باخوشحالی دوید ودر راباز کرد 
 

دید یک فقیری دم در است واز او کمک میخواهد مرد با عصبانیت اورا رد کرد

 

وگفت که منتظر خدا هستم ، برای بار

 

دوم  بعداز مدتی زنگ خانه به صدا درآمد مرد سریع در را باز کرد

 

ودید که یک فقیر دیگری است با او هم به تندی

 

گفت که مزاهم نشو که منتظر خداهستم و در رابست

 

مدتی بعد برای بار سوم زنگ خانه به صدا نواخته شد مرد با

 

خوشحالی بطرف در دو ید وقتی در را باز کرد دید

 

باز یک گدای دیگر است با ناراحتی فراوان داد زد که

 

منتظر خداهستم مزاحم نشو ودر را بست .

 

آن شب از خدا خبری نشد و مرد به خواب رفت ،

 

در خواب دید که خدا به سراغش آمد ،

 

گفت : چرا نیامدی؟

 

خدا گفت : سه بار آمدم و در زدم اما راهم ندادی .

 

فرا رسیدن ماه مبارک رمضان .

 

 

ماه مبارک آمد، اي دوستان بشارت

کز سوي دوست ما را هر دم رسد اشارت

آمد نويد رحمت، اي دل ز خواب برخيز

باشد که باقي عمر، جبران شود خسارت

 

 

" انگاه که پیامبر اکرم وظیفه روزه داران را بر شمرد و از صدقه بر فقیران . احترام به سالخوردگان

ترحم به کودکان . صله ارحام . حفظ زبان و چشم و گوش از حرام . مهربانی به یتیمان و نیز

عبادت و سجده های طولانی . نماز . توبه . صلوات . تلاوت قرآن و فضیلت اطعام در این ماه

سخن گفت . "

 

 

" فرا رسیدن ماه ضیافت الهی بر شما دوستان عزیز مبارکباد "

 

 

تو رو خدا دعا کنید ......

 

چشم چپش نابینا شده...به خاطر تومور چشمی

 

  

بدخیم دکترا گفتن باید اب زیر چشمشو بکشیم

 

  

والا میزنه به مغزش و زبونم لال کشته میشه

 


اما اگه اب زیر چشمشو بکشیم فاتحه ی صورتش خونده میشه،

 

 

رفقا، خواهران ،برادران ازتون خواهش میکنم

 

 

واسه ی شفای این طفل معصوم دعا کنین

 


ممنون میشم اگه همتون باز نشر کنین

 

 

خدایا خسته ام ........

 

خسته ام از این زندگی.......از این دنیای بظاهر زیبا......از این مردم که به ظاهر 

صادق و با وفا .......... 

 

خسته ام از دوری از درد انتظار......خسته ام از این همه دروغ و نیرنگ....اری 

پروردگارم ...... خسته ام

 

از این دنیا خسته ام"از ادماش"از دروغ هایش"ازنیرنگهایش خسته ام"پس کو

محبت و صداقت

 

چرا اندکی محبت در میان دل مردم نیست؟     

 


چرا قطره ای از عشق در چشمان بنده هایت نیست؟   

   

 

همش دروغ و نیرنگ پیداست....دیگر دست محبتی در میان مردم نیست"

دیگر عشقی پاک و مقدس در 

 

میان مردم نیست"سفره ی دل مردم همش دروغ است به ظاهر پاک و

صادقانه است .....

 

ای خدایم.....ای معبودم خسته ام....کو دست عشق و محبت....کو سفره 

وفا و صداقت .... همه رفته اند و  

 

نیرنگ مانده است"من خسته ام....از این همه ناله و فغان....خسته ام....

آری خسته ام از دست خودم


 

خسته ام"از دست این زندگی که برایم سیاه بختی اورده است"خسته ام 

از دست همه خسته ام از دست  


 

روزگاره بی معرفت"از دست مردم بی معرفت"ای خدایم دیگر از زندگیم

سیرم .... از دست خودم سیرم .....


 

از دنیا سیرم....ای خدا گوش کن صدایم را....من خسته ام....

    

 

 

          

 

مردونگی

سلام دوستان خوبید ؟ خوش می گذره ؟

این داستانو نوشتم فقط بخاطر اینکه بدونین مردم تو دنیا وجود داره که بخاطر

خودش چیزیو نخواد و به فکر اطرافشو دوستشو عشقش هم باشه این داستانو

بخونید و حتما نظر بدین آیا شما هم فقط فکر می کنید این مردونگی تو داستانها

پیدا میشه یا نه واقعا تو دنیای ما هم وجود داره ؟

خواندن داستان در ادامه مطلب

ادامه نوشته

درد  و دل با امام زمان (عج)

 

یا امام زمان انتظار هم از نیامدنت بی تاب شد ......

 

 

ادامه نوشته

گناهان هفته

در گردان موسی بن جعفر علیه السلام دوستی داشتیم چهارده - پانزده ساله

اهل رهنان اصفهان . صفا و خلوص غریبی داشت . مسلم بود که شهادت او ردخور

ندارد و به همین دلیل و به بهانه کم سن و سالی اش اغلب دوستان نوبت پست او

را از خواب بیدار نمی کردند و به جای او نگهبانی می دادند . سنگر نگهبانی عصر در

آن قسمت از منطقه فوق العاده در تیر رس دشمن بود . یک روز بعد از ظهر داخل

سنگر نگهبانی اش صدای انفجار امد . آتش و دود همه جا را فرا گرفته بود هر چه

او را صدا زدیم جوابی نشنیدیم به درون سنگر رفتیم کاسه سرش از بین رفته بود

او را بردند عقب یکی از رفقا که جیب هایش را خالی کرده بود به کاغذ نوشته ای

برخورده بود به این شرح :

گناهان هفته

شنبه : احساس غرور از گل زذن به طرف مقابل

یکشنبه : زود تمام کردن نماز شب

دوشنبه : فراموش کردن سجده شکر

سه شنبه : شب بدون وضو خوابیدن

چهارشنبه : در جمع با صدای بلند خندیدن

پنج شنبه : پیش دستی کردن فرمانده در سلام

جمعه : تمام نکردن صلوات های مخصوص جمعه و رضایت دادن به هفتصدتا

..... و این شهید کسی به جز ناصر حسینی نبود ........